مرغهای دریایی، مژه ندارند

یک حلقه قرمز، بعدش سفیده جشم، بعدش یک عنبیه سبز زنونه...

یک نگاه بی حس و بی حیا !

هر روز، اگه ظهر نه، حتما تا غروب،

اگه دو تا نه، اقلا یکیشون میاد،

دزدکی از زیر نرده ها میاد این سمت،

نوک می زنه به پلاستیک زغالهای من!

وقتی نگاهش می کنم، باریک می کنه و سریع می ره اون سمت نرده و یکم خودشو به خری می زنه دور و اطراف را نگاه می کنه که یعنی من نبودم و باز،

یا میاد ببینه چی تو این پلاستیکه هست،

یا راهشو می کشه می ره یک جای دیگه فضولی اش را ارضا کنه بازم...