کلیپی هست از استاد ابوالحسن نجفی.

من نمی شناسمش اصلا. اتفاقی دارم می شنوم. می گه:

... بوی نان تازه ... از خصوصیات نون ایرانی است... من وقتی در خارج بودم باور کن بعضی وقتها چنان آروز می کردم که تو کوچه ها ی ایران باشم از دکون نونوایی بوی نون تازه که دارند اونجا می پزند را بشنوم. با خودم می گفتم برم ایران بوی این نون را بشنوم برگردم بیام دو مرتبه اینجا، بیام درسم را تمام کنم...

کمتر از یک هفته قبل بود، داشتم به خواهرم می گفتم،

بهش گفتم من یکسال اول، تمام تلاشم را کردم به آش دوغ فکر نکنم!! می دونستم اگه بوی آش دوغ بپیچه تو سرم، محال است بتونم تحمل کنم و اینجا بمونم...

روزگاری که آش را با سبزی کم می پختم...

دستم بسته بود...

و الان که نگاه می کنم می بینم چقدر چیزها که از دست دادم...

راضی ام ها، منتهی خواستم بگم تا به اینجا که الانم برسم، پا روی خیلی چیزها گذاشتم، از خیلی چیزها تهی شدم...