نرفتم مدرسه!

نشستم برای یک شغلی فرم پر کردم، الان می بینم عجله هم نبوده و سه هفته دیگه وقت داره!

سه روز هست که پلو مرغ دارم می خورم! تو فر درستش کردم و خدایی مزه ها قشنگ در اومده از همه مواد و محشری شده است. تقریبا تمام شد دیگه. هوا به شدت سرد و زمستونی شد و منم رفتم یک سوپ بار گذاشتم و اومدم بالا نشستم! ممکنه کسی چیزی بریزه تو سوپم و دردسری درست بشه؟ نمی دونم. نمی شه هم که بشینم سر قابلمه! بهرحال گذاشتم و اومدم بالا سراغ مشقم.

هرچقدر متن پایان نامه ام را نگاه می کنم ذوقم می شه. ریز به ریز شکلها را که کشیدم، عکسها که گرفتم، متنی که نوشتم. بعضی جاهاش هنوز ولی کار داره. امیدوارم بتونم تو این هفته تمامش کنم و غیررسمی، بدم این الدنگ بخونه.

برم یک هم بزنم تو سوپم و سبزی اش را بدم دستش. مرغ چند ساعته می پزه؟ جوری که باباش در بیاد منظورمه.

یخچالم جا هم نداره برای هیچی دیگه! ماست دو سری، کیکی سه آجر، الانم یک دیگ سوپ!