خانوم چی ازم فرار می کنه. دیروز دیدمش می گه الان جلسه دارم. بعد جلسه وقتی داشت می گریخت مصری بطور اتفاقی در اتاق را باز کرد و دیدش. به اونم گفت دارم الانه می رم فردا صحبت می کنیم. مصری گفت چه ساعتی؟ بعد از ظهر؟ خانوم چی گفت صبح هم می شه.

بعد رفتند.

حالا مسخره اش اینه که مصری دوازده و نیم میاد، خانوم چی هم همون حدود! بعد کسکشها صبح با هم جلسه می ذارند!

:))

حرومزاده های پلشت :))