دیروز بهش گفته ام فلان پول منو به فلان کارت واریز کن.
گفته الان تو راهم ییهو قطع می شه. برسم خونه بعد.
رفته گم شده!
امروز می گم خب بریز این بی صاحب را!
می گه عجله داریاااا، الان می ریزم. اینقدرشو از این می ریزم اونقدرشو از اون...
رفته اومده، می گه تو یک روز بیشتر از ده تومن نمی شه بریزم!
دلم می خواد کلّه ام را بکوبم به دیوار فقط!
بابام همیشه می گفت خدا کنه کسی از خودش در نمونه!
یعنی خدا کنه کسی درمانده نشه، کسی نیاز پیدا نکنه به بقیه!
منم الان حسّ درمانده شدن دارم...
لعنت به آدمیزاد نکبت!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 12:39 توسط مسیح
|