به امیر گفته بودم که یخدون یخچال اتاقمو باز کردم که فضاش باز بشه،
دیشب، بهم پیام داده که این پیچهاشو چطوری باز کردی؟!
پاشدم رفتم اتاقش، یخچالش اندازه مال منه اما مدلش تفاوت می کنه. یخدونش نصف مال من است و لوله های گاز کف یخدون هم کشیده شده و خلاصه سوا کردنش غیرممکنه...
اتاقش، یک چیز وحشتناکی بود! روم نشود نگاه کنم مفصل منتهی، در مقایسه با اتاق خودم، به نظرم رسید این خیلی فاجعه است! رو کاغذ و نقشه همه شبیه همدیگه اند و سایز هم ولی نمی دونم چرا مال این، اینقدر ناجور به چشمم اومد! همیشه خدمه که میاد تمیز کنه من از خودم می پرسم یعنی این چه فکری با خودش می کنه وقتی اتاق منو می بینه! با کی مقایسه می کنه؟ آیا هیچ دو تا اتاقی شبیه هم هست؟!
فکر می کنم از خلوت ترین ها، اتاق من باشه! خلوت و انشاالله مرتب و تمیز البته...
از عصر که رفته فروشگاه هنوز بر نگشته. این سمت مایارا ست سوم را رفت تو این دو روزه و الان آرومه. دارند فیلم می بینند گویا. فکر کنم امروز مدل خفگی کار می کردند. تا مدتها صدایی از دل مایارا نمی یومد بعد ییهو انگاری از زیر آب در اومده باشه، اونجوری نفس و صدا ...
تو آشپزخونه هم کسی نیست. نمی دونم چرا اینجوری شده اینجا! چهل نفر آدمیم، به ندرت کسی را می شه دید! کجان؟ چه می کنند آدمها؟!