پیچ عینکم افتاد و گم شد!
الان دسته اش سوا شده است!
یکبار دیدم شل شده، سفتش کردم، حواسم نبود که چیزی که یبار وا شد، باز هم وا می شه!
لنگ را عرض نمی کنم هاااا! پیچ را می گم!
باید حواسم می بود.
دیروز دعوت شدم که با یک گروه علافی برم قدم زدن. دو ساعت شاید، کنار رودخونه. امروز هوا ابری و سرد است، پیام دادم که بلکه کنسل شده باشه، دیدم نه هنوز هست. می ریم. ولی خب، کلا یک برنامه اگه پنج عصر هم بذارم من، کل روزم به فناست از بس حواسم تو اون برنامه است! الانم از صبح هیچ غلطی نکردم. یک نمودار مفید شاید کشیده باشم، ولی بقیه اش، در تدارک و حسن حسین کردن برای این برنامه تفریحی است. اشتباه کردم، بعید است بتونم دو ساعت راه برم. پام درد می گیره کمرم راه نمیاد و الخ...
عینکمو چه کنم! تمام اتاق را جارو زدم و خاکروبه ها را ریز به ریز گشتم اما پیچ عینک که اینجوری پیدا نمی شه لامصّب! معلوم نیست کدوم گوری افتاده باشه.