آسمان در دلم
رنگ غم زده ای
سرنوشت مرا
تو رقم زده ای.
در سکوت شبای من
کو چراغ و ستاره ای
کو ندارم ز عاشقی
بر فروزد شراره ای
من غروب خزانم
غم نشسته به جانم
قصه نا مرادی ام
خالی از شور و شادی ام
آهنگشو اگه پیدا کردید،
شاید به دل شما هم نشست...
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 2:24 توسط مسیح
|