به نظرم می رسه که من یک شترم!

یک کاغذ دم دستم هست که از پریروز، هروقت چیزی از کم کاری و اشتباهات استادم یادم افتاده، روش نوشته ام.

به شماره، تا الان، 14 آیتم، اعم از اشتباه فاحش در نظر و تحقیقات و روشش، تا جاهایی که به عمد با به سهو منو متوقف کرده و نذاشته ته یک ماجرایی را در کنم، از سمت و سوهای مختلف کاغذ نوشته ام!

می خوام ازش بپرسم، واقعا فکر می کنه عنوان و نسبتی که با من داره،

سوپروایزر،

برازنده است،

یا رابطه برعکس است؟!

می خوام بهش بگم تو هم لیست کن از مواردی که مفید بوده ای و اشتباهات منو نشونم داده ای یا راه را درست تشخیص داده ای!

برای همین می گم، با اینکه بهش ایمیل زدم و گفتم هر گهی می خوای بخور، اما این ماجرا تازه در وجود من شعله کشیده است!

زنیکه پتیاره!

یکسری دعواها را رفقا، با کسی می تونید بکنید که بهش کوس می دید!

جماعت غیظ و سکوتشونو اون موقع که بهتون تلنبه سفت می زنند بیرون می ریزند، فکر نکنید زر زر کردنهاتون باعث شده به خودشون بیان و بیشتر بهتون بها بدن. نه. شما را تنبیهی دارند می کنند!

بعد همون گه خوری ها را اگه در مقابل کسی دیگه بکنید که نه امکان و نه علاقه اش را داشته باشه که به وجود گه شما دخول کنه، اون موقع سر کیرشو در میاره و مییییییییشاشه به سر تا پای هیکلتون!

وقتی نفهمی به کجا می شه بشاشی به کجا نباید شاش کنی، نتیجه این می شه که گاهی به زمین سفت می شاشی،

اونوقت است که ترشحاتش تا طاق سرت می پاشه!

پتیاره الدنگ!