دفاع خصوصی
نوشته های پایان نامه ام را که مرتب می کنم، متوجه می شم آنچه بدست آمده خیلی بیشتر از چیزی است که تا الان می دونستم و دیدم.
تصمیم گرفتم از خانوم چی بخوام که از دانشگاه بخواد جلسه دفاعم را خصوصی برگزار کنه،
اینجوری، فرصت می کنم چیزهایی که پیدا شده را تمیز کنم و به اسم خودم ارائه کنم.
درسته که همه منتش را گذاشتم سر این کون گشاد که تو حمایت نکردی و الا خیلی دست اوردهای بیشتری حاصل می شد اما،
خدایی هم فرصت نبود!
تمام آنچه من کاشتم، شونزدهم سپتامبر سال قبل ثمر داد!
تا قبلش شکست خورده بود تحقیقات!
اما شونزدهم سپتامبر باز شد راه، و از اون تاریخ تا الان، واقعا زمان لازم داشت تا پخته بشه خیلی چیزها...
من هنوز هم چند ماه کار دارم!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 12:55 توسط مسیح
|