ظهر که رفتم خرید، یک ماشین تصادفی کنار خیابون توجهمو جلب کرد.
ماشین، ظاهرا ایستاده بوده و یکی دیگه میاد میکوبه بهش جوری که کلا به اندازه عرض یک ماشین جابجا شده بود، کل چرخ عقبش با همه فلزات مربوطه کنده بود، درها فرو رفته بود و خلاصه چیزی از ماشین نمونده بود.
بعد هرچی نگاه کردم خبری از ماشین دوم که به این زده باشه نبود. هیچی نبود. مطلقا!
شب، مایارا را تو راهرو دیدم، می گه ماشین دوست پسر من بود! دیشب یکی مست بوده رانندگی می کرده میاد می کوبه به سه تا ماشین متوقف! دوتای دیگه را همون شبی پلیس می بره، اینها چون مشغول هم بوده اند متوجه تصادف نمی شن و پلیس هم نمی بره ماشینشونو لذا کل امروز مشغول بوده اند که یدک کش بیاد اینو ببره و الخ.
من دیدم امروز دیگه آقاهه کاری نکرد! نگو دل و دماغ براش نمونده بود!
ولی خدایی خیلی ماشین های خوبی می سازند انگار! با اونهمه خسارت، شیشه های ماشین نشکسته بود هنوز! خیلی سالم مونده بود به نسبت ضربه ای که بهش خورده بود.
فکر کن آدم تو اون لحظه تو ماشین باشه یا پیاده شده باشه، قشنگ ریق رحمت را در بلاد کفر سر می کشه، بی مزد و مواجب!