امروز شنبه، تعطیلات آخر هفته ما بود.

از صبح، بی نهااااایت خسته بودم!

هنوز هم که به نه شب رسیده ایم کار خاصی نتونستم بکنم.

الان فکرشو می کنم، می بینم که بی دلیل نبود:

از چند روز قبلتر بکوب داشتم پایان نامه ام را می نوشتم و سه شنبه تمامش کردم،

چهارشنبه و پنج شنبه برای مصاحبه داشتم آماده می شدم،

جمعه دو ساعت داشتم این خر را توجیه می کردم که نخواد گوجه را با ملاقه مقایسه بکنه، هرچند جفتشون گرداند!

واقعا توانی برام نمونده بود دیگه!