پولشویی
خب، رفتم آزمایشگاه.
واقعا این زبان باید مشکلش حل بشه دیگه. چرا نمی شه؟!!
گفت فردا دو بند انگشت جیشتو بیار.
12 ساعت هم نباید غذا بخورم قبل تست
ولی آب محدودیت نداره.
به نظرم اینجوری نبود ولی خب حالا این دیگه آدمشه گفته اینجوری، منم انجام می دم دیگه.
باید زود شام بخورم امشب.
هشت باید تمام شده باشه دیگه.
گفت تست ها مجانی است. بیخود می گه به نظرم. من دفعه قبلی یادمه پول دادم! خدایی جایی که آخوند نباشه، خیییییییلی خوبه! از دزدی و هیزی خبری نیست، ملت زندگیشونو می کنند قشنگ.
می گفت رضا رشید پور و باقی دارند پولشویی می کنند تو مملکت، تو حراج تهران و حراج اصفهان.
ماجرا این بود که یک حراج برگزار می شه، یک مجسمه ای، تابلویی، یک چیز ولو بیخودی، به قیمت مثلا 15 میلیارد تومن، فروخته می شه.
اینجا، از کسی که می خره نمی پرسند این پول را از کجا آوردی. مجسمه را با این شناسنامه که فلان جا با این قیمت خرید فروش شده، می دن بهش و پولشو می گیرند.
اونی که گرفته، پول پاک دستشه دیگه. اثر هنری ای را فروخته و این پول مشخصا از اونجاست.
این دزدی که خریده هم، دیگه پول دستش نیست. یک مدت مجسمه را می خوابونه و چند وقت دیگه تو یک حراج دیگه میاره می فروشتش، حالا یا همون قیمت یا بالاتر، و اونجا هم ازش نمی پرسند حرومزاده اینو از کجا آوردی. مالک یک اثر هنری است دیگه.
و اصلا مهم نیست این اثر هنری اصلا ارزش داشته یا نه. اصلا هنر بوده یا نه. عین کاغذ اسکناس است که به خودی خود ارزش نداره بلکه یک برچسبی روش می زنند که از اون تاریخ به بعد به اون قیمت می ارزه!
قشنگه. نه؟ تو یک حرکت هنری، پول خون و خیانت تمیز و شسته می شه و حرومزاده هایی علاوه بر مراسم اونجوری، پولهایی به شکل نامتعارف، مثل مجسمه و تابلو و فرش و عصا و کوزه و ... پیدا می کنند! اشیایی که از تاریخ اون حراج دیگه ارزش پیدا می کنند. نه ارزش ذاتی، که ارزش قراردادی. به مجسمه ساز و هنربند چی می رسه؟
بعید می دونم چیزی!! قطططططعا اونو با اسم و عنوانش خر می کنند و شاید یک تف کف دستش بندازند، نه بیشتر.
حضرت آقا کوپن نون اعانه می دن، زیر سبیلشون اینجوری دزد جولان می ده، کسی هم تخم نمی کنه کاری بکنه البته...