بعنوان یک آدمی که صاحب چهار بوته فلفل هست در دو گلدان،

یکی از کارهایی که می کنم و از دور ممکنه احمقانه به نظر بیاد اینه که می شینم کنار گلدون ها و با دقققت همه جا بخصوص ساقه ها و تا بشه زیربرگ ها را نگاه می کنم.

دنبال چی می گردم؟

شته!

تا الان سه مرتبه شته دیده ام. هر بار یکی. همون موقع اسپری سم را آورده ام و یکی دو سه تا به چپ و راست علف زده ام و خوابیده ماجرا منتهی،

سالهای قبل، معاینه نمی کردم علف را.

بلد نبودم!

فکر می کردم علف، به علف بودن خودش، راهشو پیدا می کنه!!

خب آره پیدا می کرد،

اما شته و آفت و مورچه هم به دنبال خلقت خودش اونم راه خودشو پیدا میکرد!!!

می رفت تا همه برگه ها قر می شد و ساقه ها مملو می شد از شته ها،

اون موقع با اسپری شستشو هم که می دادی به گیاه، افاقه نمی کرد و اگه شته ها هم می رفت، دیگه اون گیاه قد علم نمی کرد!

نمی شد!

خونه ای بود که سوخته بود!

بدنی که معلول شده بود!

اینه که نگهداری، بی نهایت به صرفه تر و راحت تر و سودآور تر است تا درمان!

منتهی، چه کنم با کون گشاد که نمی ره ورزش؟!!

خودمو می گم.

نحوه عمل سم هم از جالب های روزگار است که شاید ندونید. من شاید یک موقعی انتظار داشتم وقتی سم را اسپری می کنم اون شته محترم دهنش باز باشه این سم بره به ریه اش! شوخی می کنم ها ولی فکر می کردم ماجرای تاثیر سم اینه که می ره تو بدن شته و می کشتش منتهی، ماجرا چیزی دیگه است.

سم را وقتی می زنی به برگ یا بعضی انواعش را می ریزی رو خاک، این وارد شیره گیاه می شه و به چرخش در میاد تو آوند ها.

حالا اون انگل وقتی می خواد از شیره تغذیه کنه، یا تلخ است یا سمی است،

اونجاست که نمی تونه!

اینه که لازم نیست حتتتتما بپاشی رو خود شته! به گستره گیاه که بپاشی، جذب می شه و کارش را می کنه خودش.

محیط که گندزدایی بشه، بچه توش خوب عمل میاد!!

گرزهای فلفل بیرون زده و کم کم آماده باز شدن گلها شده!

عشق می کنم با تماشای حیات!

شاید بچه داشتن هم همینه ماجراش،

می بینی یک کره خری بی اینکه چیزی سرش بشه از مشکلات،

روز به روز قد می کشه و بزرگ و بزرگتر می شه و هر روز یک توانایی ای درش شکوفا می شه.

یکروز حرف می زنه یکروز راه می ره یکروز دیگه بالا نمیاره یکروز می تونه تو خودش نشاشه...

زیبایی حیات...

خب الدنگ!

تو هم خیر سرت زنده ای!! چیزی یاد بگیر، کاری بکن، اضافه کن به خودت، ذوق خودت را بکن! حتما باید یکی باشه خرج اون کنی و جور اونو بکشی حیف نون؟

خمیر کردم.

مملو از کنجد و تخم آفتابگردان!!

مملو که می گم، یکم حالا.

جالبه که تخم آفتابگردون از تخمه کدو ارزونتر می شه. اصولا مغز تخم کدو هم از تخم کدوی با پوست اروزنتر است!! چرا؟!

امید هاشمیان عزیز، یادتم دوست!