ذیل یکی از پستهای هفته قبل دیدم جناب امید خان مرقوم فرموده که،

سنخیت کیک و آبجو رو واقعاً نمی‌فهمم!

بابا! امیییییید!! من چه می دونستم تو این کاره ای مسلمان!! من فکر کردم جلو یک عده آدم ساده دارم چسی میام، آبرو داری کن برار!!

ولی نه خالی از شوخی، دو تا دلیل داشتم،

اولی اینکه آبجو ولو همون پنج درصد الکل، بد مزه است!! کیک اقلا این حسن را داشت که عین مزه عرق، یکم طعم دهنمو تعدیل و تعویض می کرد.

دومی هم اینکه مثلا خواستم شکمم خالی نباشه که این آبجو زپرتی سرگیجه بهم بده، که خب نتونستم!

مخلصم.

آقا صبح دوشنبه است. دیشب بئاتریس تا پاسی از صبح با یکی زرزر می کرد و نذاشت بخوابم. من نمی دونم کدوم شرکی ممکنه عاشق این بزرگوار شده باشه! یعنی ها رو طناب شورت توری قهوه ای خوشرنگ و دستکشهای سفید تابستونی اش را می بینم، فکر می کنم عججججججب لعبتی کنارمه، اما خدا نکنه یک لحظه لعبت رونمایی بشه، کللللا می شکنه، تصوراتم!!

بگذریم.

خواستم بگم خوش به حالتون اگه دیشب که می خوابیدید، می دونستید امروز صبح باید دنبال کدوم کار برید! من واقعا هدف را گم کرده ام! معلق و پا در هوا ام!

چندروزی هم هست که یک صدایی از محیط، اعصابم را خراب کرده است. صدای جوشکاری است، سنگ فرز هست و برش فلز، اما انگار از یک ترانس برقی چیزی است چون لاینقطع که نه، ولی حتی نصف شب هم این صدا هست!

چه کنیم امروز؟!!

کجا دنبال کار دریوزگی کنیم؟!

امید!

یادم افتاد بچه بودیم کیک را با نوشابه زرد می خوردیم! اصلا کیک و نوشابه یک غذاست خودش!! حالا من بجا نوشابه مضر، آبجو گذاشتم تو به من ایراد می گیری؟!!