آیندگان پریشان!
شنیدید می گن فلانی دیگه عنشو در آورده است؟
(این پست را تقدیم می کنم به نگاه زیبای جمیله جان! خیلی مخلصیم! از اون فکرهای کسمشنگ شد که می خندونتت جمیله جان)
:))
فکرکنم اگه این مثل را در خارجه داشته باشند، (فلانی عنشو در آورده دیگه منظورمه)، در باره مدلی که من دارم کار می کنم به کار می برند!
یعنی همچین می خوام خواااااااار و خفیف کنم مساله را و تا ته ته تهش برم که دیگه هیچی نمونه برا بعد!
یک موضوعی را من باور دارم بهش، نمی دونم هم چقدر ربط داره به گردش اجرام سماوی و دوران بلوغ و تکامل بشر اما فکر می کنم، همیشه یک دوره شکوفایی هست، بشر یک گام بزرگ جلو می افته، بعد تا سالها و بلکه قرنها، خبری از جهش خاصی نیست دیگه. در واقع دوران تثبیت یافته ها و چلوندن آورده هاست تا جایی که دیگه عنش در بیاد و بعدش باز برسیم به یک دوره تازه از نوآوری ها.
اینو تو علم به روشنی می شه دید، شما همه دستآوردهای بزرگ علمی را بین سالها 1960 می بینید تا قبل از 2000. مثلا روشهای عددی، توسعه کامپیوتر، ارائه و اثبات بسیاری از قضیه های آمار و احتمال، حتی نگاه موسیقی کشور خودمون بکنید ما از زر زر های ملال آور دوران قاجار رسیدیم به موسیقی فاخر هایده و حمیرا تا بعد دوباره برگشت به دوره ارتجاع. به نظر من الان در دوره تثبیت یافته ها هستیم و تازه شاید سی چهل سال است که از دوره شکوفایی و ثمر دهی قرنها گذشته باشیم. انتظار اکتشاف محیر العقول دیگه ای من ندارم تو دوره حیات خودم لااقل! حتی همینی که الان من دست گرفته ام و دارم نخ نما می کنم هم تمام تکاملش را بین 1978 تا 2000 پیدا کرد. هنوز هم تو مقاله های جون دار به اون سالها ارجاع می شه. بقیه فقط نشستند سرش به خوردن ثمره هاش. کم هم نبوده البته. بی ارزش هم نبوده. اما نو نبود دیگه هیچکدام.
شما فکر کن یکی میره مثلا سیب زمینی را اولین بار از لای خاک پیدا می کنه نشون می ده که می شه خورد و نمرد،
سمی نیست،
بعد از اون برای سالها ملت از سیب زمینی آتیشی تا چیپس سرکه نمکی تا پوره سیب زمینی و نمی دونم کوکو سیب زمینی و ته دیگه ماکارونی و ...، مصرفش می کنند!
کسی دیگه چیز تازه ای مثلا قونباله چی را کشف نمی کنه این سالها!
دو قرن دیگه اما یک چیزی رو پیشخون مغازه ها هست که بهش می گن قونباله چی،
و این مثلا فلان جور در فلان کشور عمل میاد، فصل بهره دهی مشخصی داره مگه گلخونه ای بشه، باهاش هم به فرض تونبا درست می کنند که خیلی خوشمزه هست و الانه امروزه اختراع نشده هنوز، ولی در اون سالها تابلوهای نئون
تونبای دست ساز،
تونبای ارگانیک،
تونبای جال عبّاس و پسران
و انواع دیگه ابتکارات را می تونید ببینید ضمنا،
جال هم پیشوندی است مثل امروزه که ملت کربلا و حج می رن و اون زمان اگه کسی به فرض یک سفر بره تا سیاره مشتری و برگرده قبل اسمش لغت جال میاد که نشون بده ایشون تو اون مسیر، کون داده، به فرض!
یعنی کونش پاره شده و پولش به جیب آژانس ها و حکومت ها و نوادگان ایلان ماسک و شمخانی که حق امتیاز سفر از زمین به سیاره های دیگه را دارند رفته است. این عباسه کون نشور فقط سر چشم و هم چشمی خودشو جر داده رفته برگشته، یک نخود هم به شعورش اضافه نشه!! فقط داده و لقب را گرفته!
بگذریم.