دیروز عصر که رفتم آشپزخونه که سوپ را آماده کنم و بذارم جا بیفته چند ساعت، مریم ها و مرضیه اونجا بودند. دوتاشون حجاب دارند، خنک البته، یک مریمه اما ریخته بود بیرون قشنگ. برخلاف پاهاش ، منظور محوطه کفش هست، که سیاه است و با اون لاک گوجه ای که می زنه بی نهایت مهوّع می شه، اما ساق سفید مفصلی داشت. خوشمان آمد! بلاتکلیفیم در برخورد با هم! من هنوز نه شماره ازش گرفته ام نه حتی اسمشو پرسیده ام. اونم یک جورایی هم روش نمی شه پرچمشو بندازه، هم به نظر، جذابم براش. دانیال گفت قبلا سوییت متاهلی داشته و طرفش لوله کش بوده! از چیزهایی که انتظارشو نداشتم اینجا اینه که وقتی ماشینش کنار خیابون بوده اومدن پلاکهاشو دزدیده اند! جالب بود به نوع خودش!
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 12:26 توسط مسیح
|