آخوندبازی
امروز چهارم آگوست است،
من دانشگاهم،
تقریبا دو ساعت و نیم روی نمونه ای که مصری آماده کرد، تست می کردم!
یک جور زیست نسبتا انگلی!! البته خودمم کمکش کردم در تهیه اون نمونه ولی بار اصلی، بیش از هشتاد درصد، رو دوش اون بود.
نتایج جالب بود!
من، تز خودم را رد می کنم!!!
:))
خداشاهده به همین قدرت که اثباتش کردم، می تونم ردّش کنم!
و این، یعنی علم بی نهایت ریده مال،
مسخره،
و توهم است تا اینکه واقعیت باشه!
یادمه خیلی سال قبل اصفهان، فهیمه یک دوست دختری داشت که اون دوست دختر، یک دختری را برای من کاندید کرد. اونها با هم تو یک شرکت دیگه ای بودند من و فهمیه هم با هم جایی دیگه بودیم.
آقا ما رفتیم و ایشونو سوار پرایدمون کردیم و رفتیم میدون امام، رستوران نقش جهان. در این مسیر چیزهای خیلی زیادی ازش فهمیدم از جمله اینکه این ترجیح می داد به میز شوهر کنه تا به آدم! یعنی براش جای تعجب داشت، و قابل باور نبود که من تو اون سال با اون سابقه، کارمند باشم و رئیس نباشم. بعدها که کارمون نشد هم اخبارشو از همون دوستش داشتیم که زن یواشکی رئیس اون اداره شد و به مقاماتی هم رسید و الخ...
باری.
اینکه یادش افتادم برای این بود که ایشون می گفت من دانشگاه تهران، یا جایی سطح بالا که درس خونده بود، یک پایان نامه می نویسه. بعد برای یک کاری درخواست داده بوده و ناچار می شه بره به همه ثابت کنه که عکس پایان نامه اش درسته! بعدها که اون کار تمام می شه و یک کار دیگه جایی دیگه باید می گرفته لازم می شه چیز دیگری از پایان نامه اش گواهی بیاره!! یک همچین لواشکی بود خلاصه!
حالا منم رسیدم به نقطه ای که خودم در اوج قدرتم نسبت به داشته ام! فعلا ولی رو نمی کنم ببینم این جماعت می فهمند، یا نه! ممکنه بفهمند، در این صورت خوبه که خودم قبلش فهمیده ام و براش آماده ام. بهرحال در این زمینه، من یک روحانی پست فطرتم و هرجور به نفعم باشه، زبونمو می چرخونم!
دیشب با دخترها تو آشپزخونه ملاقاتی داشتم. یکشون که بورسیه رد شده بود را وقتی مرور می کنم می بینم واقعا ماها کوریم!! به حضضضرت عبّاس این یک آیه است که می گه رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ ضمیر! مرور که می کنی می بینی هی وای من این مجموعه ای از حسادت و یحتمل گشادی است، خب نباید تعجب کرد که کائنات هم بورسیه اش را له می کنه! یک عکسی بود دیشب می دیدم برشی بود از چشم و ابروی شاه فقید و موشعلی. نوشته بود چشمها هیچوقت دروغ نمی گویند. به قرآن مسلمانها راست می گفت! از یکیشون مهربانی می شد دید از یکی خباثت فقط!! حتما پس زمینه های ذهنی ما در آنچه می بینیم هم اثر داره ها منتهی من آنچه دیدم، این بود!