می گه انسان شکارچی که باید تمام روز را سگ دو می زد تا بلکه یک چیزی بتونه گیربیاره به دندون بکشه، الانه می ره سوپرمارکت، از این سر تا اون سر سس خردل ردیییییف شده نمی دونه کدومشو انتخاب کنه!

راست میگه!

میگه قدیم، همه در یک چیز مشترک بودند، اونم کمبود!

غذا کم بود، لباس کم بود، تفریح کم بود، دوا کم بود. ...

الان بشر در دارا ترین حالت و در اوج فراوانی است، منتهی،

شاد نیست هنوز!

جالبه درباره دوپامین هم چیزهایی می گفت که تازه بود برام. مثلا حرف این بود که اگه سکس کردن 100 واحد دوپامین را اضافه کنه، مصرف شیشه 250 واحد اضافه اش می کنه! سایر مخدرات قوی تر، باز هم بالاتر!

البته گفت خر نشید زیاده خواهی کنید. فکر کنم منظورش همین بود که همو بکنید به همون 100 راضی باشید، خماری نکشید بعدش.

درباره بالانس هم می گفت. می گفت شاد که می شی مغز سیستمهای خودران خودش را به راه می اندازه که بالانست کنه، پس بهت زجر می ده! همون خماری و ...

البته درمورد سکس مغز کاری نمی کنه، از قضا دوست داره بخوابه و لذت را ادامه بده، منتهی در این مورد، وظیفه طبیعی به عهده زن گذاشته شده! جوووووووری باباتو در می کنه که از اونوری تعادلت به هم بخوره!