دیروز از شدت گرما آدم بیحال می شد،
امروز از سرما، کم مونده بود سرما بخورم! یک لحظه پنجره باز بود تی شرتمو در کردم یک باد خنکی وزید که خشک شدم به جا! کلی آب نمک قرقره کردم!
می خوام پاشم برم یکم قدم بزنم. یک ساقه طلایی و یکم خرما بخرم. شاید شکلات هم...
کارها خوب پیش نمی ره. مدام درخواستهای شغلی که می دم رد می شه. کجای کار اشتباه است که با اینهمه کمالات به چشم نمیام، نمی دونم. هیچکس هم نمی گه چته، فقط می گن متاسفانه اینبار با شما نمی تونیم بریم پیش! خب با کی می رید عوضی ها؟!
هیچ ایده ای هم برای شام ندارم. البته اشتها هم ندارم. دیروز یک ماهی تازه خریدم، تو فر کبابش کردم به قدری قشنگ شد که نگو! اصلا انگار بعضی ها که مصالح را حروم می کنند مرض به جونشونه! البته ظهر یک ماکارونی تو فر پختم که این یکی هیچ مزه نداد! فهم نمی کنم مزه کجاست که گاهی هست گاهی نه.
خدمه عنتر اتاقمو تمیز نکرد امروز. فقط ملحفه حوله بهم داد و رفت. ملحفه بالش بوی شوینده می داد ظهر خوابیدم از شدت بوی ملحفه کله ام رفت! پاشدم کندم آویختمش تا شب بوش بره.
دیگه چی؟
یک صابون مایع هم باید بخرم...
وای من از بیست روز دیگه شغل ندارم، درآمد صفر، هزینه ها وحشتناک! این فامیلمون که قراره بره آکسفورد یک اتاق تو خوابگاه اجاره کرده ماهیانه 800 پوند! فکر کن، پوند چند هزار تومن است الان؟ بالای صد هزار تومن باید باشه. ماهی هشتاد میلیون تومن اجاره یک اتاق! چرا زودتر ور نمی افته این نظام دزد سالار؟ قوم عجیبی هستیم. یک موقع با دست خالی و چنگ و دندون می افتیم دنبال زیر کشیدن یک هیولایی که دوازده روز بمب و موشک تو سرش زدند و ور نیفتاد،
یک روز دیگه که در اوج ذلت و بیچارگی هست هرچی بهمون پیغام پسغام می دن که بابا پاشید یک هل هم خودتون بدید، امان از یک تکون! می دونید، منتظریم آقایون خودشون وجدانشون بیدار بشه بیان بگن ببخشید ما اول دستور اصلاح می دیم مواظب هم هستیم همه غلطهامون اصلاح بشه بعدش در اختیار شماییم محاکمه کنید یا دار بزنید هرجور صلاح دیدید! بیلاخ! بشین تا برسند به این جایگاه!
پاشم برم راه برم...
کسخل شدیم رفت به تمام معنی...