علی شیرازی، فکر کنم، کلیپ های تحلیلی قشنگی می سازه. تا داشت یکی اش به اسم دنیای مدرن اعتیادهای نامرئی را توضیح می داد، دوربین به دست پیاده خیابانهای مطهری و میرزای شیرازی را هم قدم زد. با اینکه شروع کرده بودم که حرفشو بشنوم اما، یک وقتی متوجه شدم کشش دیدن خیابان، کم از شنیدن مطالب کتابی که داره خلاصه می کنه نیست. نمی دونم کی هست که خلوت است شهر. آدم وول نمی خوره. مردمان، مشغول پاااااره کردن همدیگه نیستند. تو تمام مدت یک خانوم چادر مشکی بود، معدودی با روسری، تعداد زیادی با شالی روی شونه ها و موهای آزاد. و البته یک جایی هم بنری بود که از دور شبیه حسن خرس الله بود، یا یک حیوون دیگه ای که هیچ شباهتی به مردمانی که تو اون خیابونها زندگی می کردند نداشت! می گم حیوان چون جامد نبود، متعلق به یک جاندار بود، اما اون جاندار شباهتی به مردمان نداشت! هیچ شباهتی...

چقدر قشنگ بود ایران!