الان که رفتم ظرف بشورم، غذای اندونزیایی این یارو آماده شده بود.

تیزومبه؟

یک چیزی شده بود شبیه حلیم با دانه های مشخص برنج. آخه مردک برنج قهوه ای ریخت که خودش سه ساعت طول می کشه تا بپزه. دقیقا حلیم شده بود. بقیه چیزها محو شده بودند و از بس ادویه اش زیاد بود کلا یک چیزی شده بود به رنگ زرد! ازش پرسیدم شکلش فرق کرد با دفعه قبلی که پخته بودی، گفت آره برنجش فرق می کرد و این خاصیتش بیشتره و تو ماه رمضون از این می پزیم قوّت داشته باشه.

من نمی دونم کدوم بی شعوری ممکنه هم مدرک دانشگاهی داشته باشه هم به اسلام معتقد باشه!! مگه اینکه بگیم اون دروس دانشگاهی را هم نفهمیده. نه محقق بود نه دانشمند، چارپایی بر او کتابی چند!

یادم نیست از کی بود جمله، شاید روسو. گفته بود، من می خواهم به همه عقاید احترام بگذرام اما واقعیت اینست که احترام به بعضی عقاید توهین به شعور خودم است!

و چنین است احترام به ادیان، بخصوص دین آخوندهای ایران.

شنیدم که مدارس سال آینده قراره تعطیل باشن. برق نیست. اصولا از همین الان هم باید کیف و کتاب و ... براشون تدارک دیده می شد که نشده است. شما فکر کن هنوز مالیاتهای سال قبل را نتونسته اند بگیرند!! دو ماه قبل هر سال همه را نقد کرده بودند ،هنوز تا شهریور تمدید کرده اند که بعد می گیریم! هنوز فرم خوداظهاری را نتونسته اند ملت بفرستند! وقتی مالیات را نتونسته بگیره طبعا دفتر کتاب بچه مدرسه ای ها به تخم چپشه!

تا کی باشه صبر مردم لبریز بشه و از تخم، دار بزنند این حرومزاده ها را، یک به یک! برگشته ایم به عصر تاریک قاجاریه.