حیوانی به نام کبوتر!
چرا مرغان دریا جیغ مندند؟
هفت دقیقه به نیمه شب است و مرغهای دریایی یا تکی یا دسته جمعی شیون می کنند!
راستی شما تاحالا مرگ کبوتر را دیده اید؟ اینجا بیش از کلاغ و گنجشک و هر پرنده دیگه، کبوتر هست و مرغ دریایی. در این بین کبوترها بیشتر بین آدمها زیست می کنند و من تا الان دو بار در دو مکان مختلف دیده ام که کبوتری با جسد یک کبوتر دیگه مشغول شده است.
منظورم از مشغول شدن اینه که مدام دور و بر جسد راه می ره و بهش نوک می زنه. نوکهایی که انگار بخواد اون میّت را از خواب بیدار کنه. دقیقا حس می کنی مخرب و مهاجم نیستند حرکات اما یک تلاشی است، تا جایی که من حوصله ام شده و ایستاده ام شاید نیم ساعت، که قطعا از قبلتر شروع شده و تا بعدتر هم ادامه داره و کبوتر زنده تمام تلاشش را می کنه که میّت را از خواب مرگ بیدار کنه.
و خب، نمی دونم تهش چی می شه چون گلّه کبوترها اهمیتی نمی دند به این رابطه دو نفره،
عزرائیل هم بعید است اهمیت بده به این معاشقه،
اینکه نهایت چی می شه رابطه، نامشخصه. جسد را که یحتمل رفتگر جمع می کنه تو بقیه زباله ها دور می ریزه. اما چه بر سر کبوتر زنده میاد؟
تا آخر عمر سیاه می پوشه و اشک می ریزه،
یا برمی گرده به زندگی، با یکی دیگه نرد عشق می بازه؟!
کبوترهای دیگه چی می گن!
زشت نباشه!
شاید عین نسل قبلی ها، تا انتها به سنگ قبر شریکشون وفادار می مونند.
شاید عین جدیدی ها، شب قبر اولی را در آغوش عشق دومی سر می کنند!
و خدایی این دومی به ثواب بسیار نزدیکتره!
آقا ما یادمون افتاده به همکلاسی های دانشگاهمون. تو لینکدین یکی یکی سرچ می کنم ولی، بعضی اسم و فامیلها اینقدر عمومی است و اینقدر پر تکرار، که اصلا معنی اسم و فامیل را از بین برده است! بازم خوب شد جامعه یک دوره لج کرد و اسامی بچه ها رفت سمت اینکه امروز می ذاشتند ریکا،
مثلا،
فردا می شد جیکو،
پس فردا جوجولیا!
همینقدر بی معنی و سر به هوا! فقط باید یک آ به ته هرچی دم چشمشون میومد می چسبوندند و می ذاشتند!
آ که از مد می افتاد، نسل بعدی به او باید ختم می شد!
نسل بعدتری به پاچینو،
به لیوف!
به کوفت!
خلاصه نجستیم کسی را که می خواستیم! برای یک بابایی هم پیام دادیم که هی فلانی تو فلان تاریخ فلان دانشگاه بودی؟
حالا میاد می گه نه!