میگه که سیاستمدارها خودشون مساله درست می کنند، بعد خودشون حلّش می کنند، فیگور می گیرند!

عین این احمقهایی که نیم قرن است حاکم اند، دو بار تا حالا جنگ را بر ملت تحمیل کرده اند!

این پسره نکبت کم کم داره می ره رو اعصاب من! این هم عین سیاست مدارها، شاید برای این که حس کنه بزرگ شده، بالغ شده، سعی در تولید مساله داره. الان تازه ترین موردش اینه که می گه من شاید نتونم قرارداد بورسیه ام را امضا کنم اصلا! می پرسم چرا؟ می گه خیییییییییییلی مشکلات هست! می گم مثلا چی؟ می گه تاریخ کارت اقامتم تمام شده!

خب الدنگ! بیمار! این ملّق بازیها را که جلوی من نباید در کنی که می دونم وضعیت تمدیدها و انقضاها و شرایط امضای قرار داد چیه که!

حالا اول این مشکل بی نهایت شاق را ذکر می کنه،

بعد با ارجاع به بچه ها و راهکارهایی که اونها رفته اند و جواب داده، خودش راه حل ارائه می کنه!

مریضی؟!