من چقدر از این ایرانیه که بیخ پوزم می شینه بدم میاد!
حرومزاده هنوز ده روز نشده که عین بید می لرزید که اگه بورسیه بهم ندن باید برگردم اردبیل،
امروز می گه من بورسیه چین هم دارم!
این چهار سال قبل هم که از اردبیل با من صحبت می کرد، پذیرش تمام اروپا را با نصف دانشگاه های آمریکا تو جیبش داشت!
چرا یک آدم بالغ سر راه من قرار نمی گیره؟
خداوکیلی منصور مصری به مرااااااتب بالغ تر و عاقل تر از اینه! ا نگار بگی بچه کوچیک هست بیاد بگه جورابمو خودم پام کردم، انتظار داشته باشه شما باور کنی که خیلی بزرگ شده ها، دقیقا اول مسائل معمولی را باد می کنه که خععععلی مشکل بزرگیه،
بعد همون روز، میاد می گه حلّش کرده!
واقعا انصاف نبود پشت پای من این بیاد!
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 23:42 توسط مسیح
|