خییییییییلی خوابم گرفته بود،

زشت هم بود، روز اول مدرسه ها بود و همه تو اتاقهاشون حاضر بودند اما من،

دیدم خوابم میاد، جمممع کردم زدم به راه!

رفتم یک کمربند قهوه ای برای خودم خریدم. از چرم فروشی خریدم ولی نمی دونم چرا حس می کنم چرم نباشه!! قبلی ام خراب شده بود. ده یورو خریده بودم به اسم چرم. الان خریدم 15 یورو. کارگاه تولیدی بود. اما همه مغازه ها کمربند چرم را اقلا 30 یورو می دن! نفهمیدم. خردیم دیگه. قبلی خیلی زشت شده بود.

به زور و عجز و التماس یک خلاصه مقاله ارسال کردم. سال دیگه تابستون است کنفرانس البته اگه برسم و بنویسم مقاله را!

قشنگ دیگه ملموس است که خانوم چی می شینه گوش می کنه چیه نظرم. قشنگ آچ مز کردمش گذاشتمش کنار و فقط خدا رو کولش اگه اینها که یادش می دم را جایی بگه، و جاش باشه که ذکر کنه کار من بوده، و نکنه! شیرمو حلالش نمی کنم.