امروز اینجا روز اول مدرسه ها بود،
یک زنه که یک پسر عقب مونده داره، یک دختر بچه و یک پسر بچه،
تمام سال قبل سوار همین اتوبوس میومد می رفت بچه هاشو می ذاشت مدرسه،
امروز هم تمام اکیپشون جمع بود،
بعد، متوجه شدم که کالسکه نوزادی که کنار اتوبوس جای دو تا صندلی را اشغال کرده هم، مال اینه!
تو کی وقت کردی بزای لعنتی؟!!
حرومزاده، تا پارسال سه تا صندلی هر روز اشغال تو بود، امسال شد پنج تا؟!!
چیه تو رو نگاه می کنند شق میکنند برات آخه کثافت!
یک دنیا خالکوبی های عجیب، هر جاشو ببینی سوزنهای عجیب غریب، ناخونهای کاشته و لاک عجیب، رنگ مو زشت و بد ترکیب. اخلاق عینهو گه سگگگگ! یک فقره فرزند منگل، اصلا حال آدم یک جوری می شد از دیدنش منتهی،
به تتتتتخمش هم نبود!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 22:50 توسط مسیح
|