به نظرم میرسه در میانه اینهمه هیاهو و فشار،

یک چیزی که دل آدمو خنک می کنه،

اعدام ظریف است!

ظریف و تیمش، از حسن خالی بند تا این خودکار دزده که در رکابش بودند، اگر به دار مجازات آویخته بشن، شعفی در من ایجاد می کنه که شنیدن خبر به درک واصل شدن رادان و شمخانی به دنبال داشت!

خیییییلی از رادان بدم میاد!! وقتی می بینمش حس می کنم سگ شکاری دیده ام! حیوانی پست و درنده می بینم تو سیمای این نجس اصفهانی. الان خوشحالم که به ضرب اول نمرد!! بی شک الان هر شب، انتظار مرگ می کشه خاک بر سر!! دیدن خوار شدن اینها خنک می کنه دلم را. اون توکلی حرومزاده یادتونه؟ دیده بودید به چه روزگاری رسید تا مرد؟ اون ملعون به خرج من وشما با یک خانواده شلوغ سالها تو انگلیس دکتر شد! من و شما باید از جیب خودمون بدیم، اون حرومزاده از جیب من و شما رفت دکتر شد، با شغلی که تضمین شده بود برگشت، چه جنایت ها که نکرد در شمال. خوووووب روزی دیدمش وقتی می مرد! بقیه هم همین که آرامش ازشون گرفته شده، شروع تاوان دادنشونه. حکومت بدنامان!

باور من اینه که اینها بسیار نزدیکند به آخر عمرشون، منتهی قشنگی اش این بود که حکومت مستقر خودش اینها را بیاویزه، قبل از سقوط!

و از نامردی هایی که آمریکا باز هم می خواد بکنه، اینه که می خواد به موش علی امان نامه بده و فراری اش بده! اینها یک طرحی داشتند که می خواستند شاه را تو قفس، بیارند استادیوم آزادی... اون طرح، خوبه که به خودشون برگرده!

حرامزاده های اجنبی و مذهبی!