فهم برعکس
لیلا هم اسم قشنگیه ها!
لیلا!
حس خوبی می ده. به نظرم مهربون باید باشه لیلا!
البته من دو تا لیلا می شناسم که واه واه واه از اخلاق گگگگگگهشون :))
بلی با خود شما هم بودم لیلا جان :))
عرض کنم به حضور انورتون که چرا ماها فکر می کنیم که سکس، یک چیز لوکس و کلاس بالا و فانتزی و مثلا از سر شکم سیری است؟
شده با خودتون فکر کنید یک سمّی تو بدنتون هست، به رنگ سفید، که این سم اگه منظم از تنتون خارج بشه، با نشاط و سر حال می مونید و اگه بمونه، دفع نشه، به مغغغغغزتون می زنه حتی داغون می شید؟!
شما به پروسه تولید و خروجش نگاه کنید، چیزی شبیه لذت می بینید؟ انگار بگی پیکان سه شقّه از بدن جنگجو بیرون می کشند، آآآآآآه و واااااای و آی خداااااا و مای گاااااد و ...
اینها واقعا الفاظ لذّت است؟ یا الفاظ درمان؟! کافیه یکم بیهوشی کمتر بزنید به یک بیمار و کار را شروع کنید، تمام این لفظ ها را به زبون میاره! تازه جالبه که زیر درد هم، می تونه انزال رخ بده! یعنی انگار بگی ما اصلا عوضی فهم کرده ایم اینو هم!! همچنان که بسیاری موارد دیگه، مثل کاشت ناخن دراز، کاشت مژه، از بین بردن دماغ، تو بعضی قبایل آفریقا دراز کردن گردن، تو ژاپن کوچک نگه داشتن پا با بانداژهای دردناک...
ما عوضی ها،
گونه انسان خاور میانه و مسلمان،
به زوال و سقوط بسیار نزدیکیم!
زوال عقل و شعور و زیبایی شناسی و اقتصاد که رخ داده قبلا، این بعد وجود جسم و حیوانی هم خوبه که بتّرکه رااااحت بشیم...