رفتم کلید خونه را گرفتم.

بجز قیمت وحشتناکش، هفتصد یورو در ماه، باضافه قبوض، بقیه چیزها خوبه. یک فضای فسقلی ای بود، فر داشت، گاز داشت، ماکروویو وماشین لباسشویی هم داشت. جارو برقی، اتو و تلویزیون یخچال و فریزر هم بود. مودم داشت اما رمزش را پیدا نکردم. مجموعه یک استخر رو باز داره که طبعا الان کسی نمی ره توش. باشگاه بدنسازی داشت!! سه چهارتا تردمیل بودند. کسی هم توش نبود. تخت کوتاه است. طولش منظورمه. عجیبه که اینجا خیلی رسمی و استاندارد تشکها و تخت ها می تونه در حد صد و پنجاه سانت باشه!! شاید یکم بزرگت ولی قطعا کمتر از حد استاندارد. باید قطری بخوابم!

پاشم برم. باید جابجا بشم که باز بتونم تمرکز کنم رو کارم. حواسم پرت شده است. پام درد می کنه و کم کم کمرم هم!