دهکده
واقعا اینجا خیلی ده است! خیلی و حشتناک!
تو آزمایشگاه بودم، دستکش به دست و کلی تشکیلات ،حوالی ظهر.
زنگ زدند. رفتم در را باز کردم، از قضا یک استادی بود که شش سال قبل باهاش درس داشتم و خیلی خوب انجام دادم درسم را. قراره از این پس هم باهاش کار کنم تو کار جدید. دنبال یک کسی می گشت و خب حالا من در را به روش باز کرده بودم، تبریک می گه، و ادامه می ده که خبر دارم دفاعت خوب انجام شده!
شاخم در اومده بود! دید مبهوتم که از کجا فهمیده و نمی خواست راوی خبر را لو بده، گفت از کسی شنیدم که همونطور که انتظار می رفت خوب انجام شده باشه، حالا آماده شو برای مرحله بعد.
گفتم من که الان تو مرحله بعد هستم، ولی خب، اینم خوبه که اینجوری صداش بپیچه!
خوبه؟
یا بد!!
اینم نظر استاد بازنشسته ای که گفتم دعوتش کردم و اومد! نوشته که:
...
I enjoyed a lot your presentation: very clear, quite original, outside the box, I would say!
...
یادمه یکبار که نگاهم به صورتش افتاد اینم عین بچه ای که قشنگ فهم کرده مطلبی که دارم می گم را، به تمام پهنای صورتش لبخند بود!