یک موس نیاز دارم. مغازه اش بیست دقیقه پیاده روی داشت در خلاف جهت خونه. با این کون و کمر و پای لنگ، نمی تونستم برم.
تو خیابون وقتی به زور و زحمت راه می رم یکی با لباس ورزشی کنارم می دوه، عمیقا بهش غبطه می خورم.
صبح که یک آقای نسبتا جوونی بدون هیچ دندون تو اتوبوس دیدم، از اون پس نگاه هرکی می کردم که سی و دو تا دندون تو دهنش بود، فکر می کردم چه این آدم ثروتمند است! فکر کن سی و دو ضرب در 1800 یورو، فقط قیمت دندونهایی هست که تو دهن هر کدومتونه!
به چه بهایی دادن؟
مممممممفت!
پایی که بی اینکه حسش کنید، باهاش راه می رید، می دوید...
وقتی درد می گیره تازه می فهمی هی وای من!
اینقدر به این پسره کم محلی کردم، دیگه اونم بهم کم محلی می کنه!
:))
بازم خوبه در این حد و حدود می فهه الدنگ!
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آذر ۱۴۰۴ ساعت 18:35 توسط مسیح
|