وااااااااااای که این مایارا چقدر حرف زد! سرمونو خورد!

دختر که خوشحال باشه هم خیلی انرژی می بره ها! یک بند از ظهر تا ساعت سه حدودا فک می زد. آخری پسره نمی دونم خوابوندش نمیدونم دادش هوا،

یکم زوزه کشید و

از نفس افتاد!

وعّه! بتّرکی زن!