با اینکه اصلاحات پایان نامه ام تمام نشده هنوز، و وقت رو به اتمام است، اما امروز هوس کردم رو پروژه جدیدی که مممممکنه ازش پول در بیاد کار کنم.
کار که چه عرض کنم، فقط هوله رفتم!
مثلا پیرهن سفیدی که با کت و شلوارم می پوشیدم لک شده بود، یقه اش زرد می زد. باید شسته می شد. سرچ کردم چطور بشورم که آهارش از بین نره. گفت جوش شیرین می خواد. شال و کلاه کردم رفتم خریدم برگشتم و تا مدتها دستم بند بود به شستن زردی پیرهن، رفع نشد راستش!! هنوز که خیس است که به وضوح می بینم یقه اش زرد است نسبت به بقیه اش. حالا حتما خشک بشه کمتر به چشم میاد اما، چیزی که باید، نشد!
شاید باید سرکه هم می زدم. فقط با آب و جوش شیرین سابیدمش، خیلی نرم. خیلی فرق کرد، اما درست نشد.
بعدا می خوام ته قابلمه ها رو هم برق بندازم. راستش سالها بود همیشه می خواستم جوش شیرین بخرم ولی همیشه می گفتم خب به چه درد می خوره! تا الان که برای پیرهنم خریدم، طبعا به کار قابلمه ها هم میاد. فکر کنم برای شستن سبزی هم استفاده داره. باید ببینم بعدا.
تا سرچ می کردم یک پروژه تو فرانسه به چشمم خورد که دقیقا همین کاری هست که من باید شش ماهه انجام بدم اما دو سال براش وقت گذاشته اند. تاریخش رد شده بود والا بد نبود اگه اقدام می کردیم و پولشو می گرفتیم. اقلا حالا روشن نوشته که چی باید مشخص بشه. ولی، اینکه جطور باید مشخص بشه، راستش هنوز مبهم است. بسیار مبهم.