دستم سوخت!

اشتباهی رفت جلوی لوله کتری برقی و، بخار آب کبابش کرد. 

دیگه وضو نمی تونم بگیرم تا یک مدت

منتظرم ببینم چقدر پوستش ور میاد.

کتلت درست کردم. سیروس اومده بود برای شام املت، و برای ناهار فردای خودش و دوست دختر مخفی اش، خورشت بادمجون درست کنه. دختره نشسته بالا، دستور پخت میده. جالبه ها. از ترس اینکه کسی نبینه که بیرونشون کنند از اینجا، این مدلی زیست می کنند. یواش میاد میره داخل و بیرون نمیاد دیگه.

یک برنج نو خریدم، با پوست. روشو خوندم نوشته سه و نیم برابر هر پیمانه برنج، آب جوش بریز روش بعد هم 35 دقیقه بذار دم بکشه! خدا رحم کنه! الان بوی پختن یک غله ای با پوست بلند شده! امیدوارم خوب بشه بشقابش که چند مدت از این برنج بخرم. این دیگه مطمئن ترین سبوس است!