اوبسه
اوخی، اوبسه برام پیام داده رو لینکدین!
اوبسه یک دختر سیاهپوست جوان با بیماری آسم خفیف است. یادم نیست مال کجا. نجاشی پادشاه کجا بود؟ یمن؟ نه یمن نبود. حبشه! اوبسه بچه یک معلم است تو حبشه. نمی دونم الان کجاست البته چند سال است بی خبرم ازش...
عکسهاشو که نگاه می کنی، بستگی داره به محیط. اگه تو خونه باشه یک دختر آفریقایی به چشمت میاد خیلی شبیه میشل اوباما با اون هیکل کارگری و زمخت و بی ملاحت. یک چیزی که دلت براش می سوزه ولی همین دختر وقتی به اصطلاح آبادی ما "عس" می کنه
(اسب کردن! عین اسب لگام و یراق به خودش آویزون کردن و شق شق و با وقار راه رفتن)
اون موقع واقعا نمی شه شناختش دیگه اینقدر که شیکه!
خلاصه.
خوشحال شدم، خیلی بیش از دیدن پیام همکار خرم!!
والله.
ذهنم رفته سمت حبشه. اتیوپی. کشوری که یک زمانی سپاه فیل داشته، عین روسیه الان کشورگشایی می کرده، به عربستان و کعبه حمله کرده منتهی بعد، سیاست ندارهایی کارهایی کرده اند که منابع آبش را از دست داده، نفت و ذخایرش را تاراج کرده، مونده اند یک عده گشنه، محتاج اعانه و کمک. ای خاک بر سر ما که اینست عاقبتمون. دیشب ها داشتم فکر می کردم هر آدم شصت ساله به بالا را باید اعدام کنیم ،فرق نداره چه نسبتی هم داره باهامون. این آدم زمان انقلاب 17 ساله بوده به بالا. اینها انقلاب کردند. اینها فریب خوردند و کشور را یکبار با انقلاب به فنا دادند، یکبار زدند جمعیت 37 میلیونی را کردند هفتاد میلیون! همه با هم شبها جهاد می کردند! یکصدا! به یک فتوی!! اینها را باید کشت! از دم باید بیخشونو از زمین کند به جرم خیانتی که کردند... هرررررررررررررر شصت ساله به بالا را، من حکم اعدام می دم از همینجا! حتی شما دوست عزیز! حتّی شما!