برای ما کفتارها،

به قول مادینه حکومتی، المیرا شریفی، مجری تلویزیون،

برای ما کفتارها و گرگها که در خارج نشسته ایم،

دوره کردن تمام شبکه های اجتماعی برای یافتن مظنّه ای از حال و احوال مملکت، امری هر روزه است،

هر روووووووووز،

تکراری...

الان چند روز است که هر شبکه ای باز می کنی فقط صدای بوق و صدای گاز موتور و صدای هیاهو و اعتراض و هیاهوست...

اون شبکه ای که بی طرف تر هست، جوووووووری شعارها را می چینه که توش از پهلوی خواهی هم رنگی هست،

اونی که حرومزاده تر است، جوری می چینه که اسمی از پهلوی توش نیاد!

آب در هاون کوبیدن و باد در قفس کردن است البت...

باری، چون ناخوش آیند بود و تکراری گشتم تا رسیدم به رشید کاکاوند. بزرگ مرد ادیبی که با تمام خفقانی که هست گاهی شنیده ام به چه رکّ و راستی حرفی را که عوام می خواسته اند بزنند به زبان شعر و با تفسیر کلام شاعر به گوش موش رسانده است اما از بخت نامراد موشش خر است. به هر روی، اینبار از صائب تبریزی شعر می خواند، به نظرم، و رسید به عبارت گوشمال دادن.

عمر شد در گوشمالم صرف گویا روزگار

می کند ساز از برای محفل دیگر مرا...

...

بعد تفسیر قشنگی کرد. گفت این اصلا از اصطلاحات موسیقی است!

کنجکاو که شدم دیدم می گه سازهای زهی مثل تار و سه تار به ازای هر سیم یک گوش هم دارند، که با اون گوش، که قبلا شنیده بودم گوشی، اون سیم را شل و سفت می کنند. حرف درستی است. و جالبه که این گوشی ها را بسیار به ملایمت باید پیچوند تا ساز کوک بشه. یعنی کوک نبودن ساز ناشی از سه دور شل و سفت شدن گوشی نیست بلکه یک اندکی در حد میلی متر که این گوشی بچرخه و کشش سیم عوض بشه فرکانس طبیعی اون و لذا صدایی که ازش ساطع می شه عوض می شه اینه که لفظ مالیدن و یا پیچاندن خیلی برازنده این ماجراست! گوش کسی که ناساز باشه را می پیچند! تا تنظیمش کنند! درستش کنند!

اعجاز کلام و زیبایی زبان فارسی است این یک نما به تنهایی... بعد یک کاه و یونجه خواری از اصفهان که سمت استاد فلسفه هم داره میاد می گه علت عقب ماندگی جامعه ما اینه که زبان پویا نبوده و چه معنی می ده که ما زبان هزار سال قبل را بفهمیم!! این بیشعور نمی فهمه این از قدرت زبان هست که ما الان می تونیم نوشته قرنها قبل را بخونیم وب فهمیم! اینو می ذاره به حساب انجماد زبان! مردک نفهم بی شعور، اسمشو بگید شما، کی بود؟

یادم نمیاد.

بنایی؟