خب، سرکار خانوم س. ک (به همین ترتیب ها! کسی اول فامیلشو نگه بعد اسمشو که ضایع می شه اینم  غیرتی!)

وبلاگ خودمه عمو. نمی فهمم باید چی باشه که شما فکر می کنی مال کسی دیگه است. مال منه! مال!

این خانوم س. ک. بچه که بود اسم فلان را می آوردی فرار می کرد. الان یک مدته آب دیده شده به سلامتی!

خداوکیلی ها، چه سرّی است که یک چیزی را شماها فعلش را انجام می دید و زشت نیست، من حرفش را می زنم و زشت است؟!

با خودتون چند چندید؟ خدا همه تونو بفرسته خونه بخت که یکم ابهّتش بشکنه براتون بفهمید خبری هم نیست.

والله همه اینها که من می شناسم بعد از ازاله از پشت بام افتادن که عه! همین بود؟ این که چیزی نبود ما اینهمه عزاشو گرفته بودیم که!

آره عزیزم همین بود و اگه ارزش شما بهش بود الان سالهاس که بی ارزش و بی ارزش و بی ارزش شده اید! می تونید برید خودتونو بکشید!

 

دلم درد می کنه. از گشنگی نبود! بدتر شدم!

امروز برای ترم جاری ثبت نام کردم. ترمهای پیاپی است که همین دو عنوان را ثبت نام می کنم فقط!

یادم نیست دیگه چه کار مفیدی کردم. هان چرا. یک وبسایتی را می خوندم راجع به مطالبی از خانواده آنچه روش مطالعه می کنم. نمی گم به هم ریخت، اما کلی ذهنمو خراش  داد. به نظرم روز خوشی بود. میمون بود که این مطلب به چشمم خورد و باعث شد یکم فکر کنم.

ظهر به شدّت خوابم گرفت. جمع کردم برگشتم خونه. سر راه کره خریدم. گرون شده بود. ده سنت روی 135 سنت. اینبار  دیگه با ماشین خودم پرداخت کردم و تو صف صندوق نایستادم. تعجب می کنم آدمهایی که زبان می فهمند، محلی ها، آدمهای جوون، چرا اونها از این امکانات استفاده نمی کنند و مدتها تو صف می ایستند. البته بگم یک سوتی دادم دفعه قبل. جای ترازوی دستگاه را چپه تشخیص دادم و یارو از تو ماشین مدتها به پرتغالی هی بهم می گفت و من نمی فهمیدم تا بالاخره صندوقدار از اونور با اشاره بهم فهموند! خرم دیگه خر!

خیلی خودمو بازخواست می کنم راجع به زبان. منتهی منصف که باشم می بینم خیلی هم جایی برای تنبیه نداره. شده بود تو مترو اسم ایستگاه جلو چشمم بود، از بلندگو اونو دو بار می خوند و من یک چیزی دیگه می شنیدم! می دونستم چه اتفاقی داره رخ می ده ها، گوشم به آوای این زبان آشنا نبود واقعا با اینکه انتظار داشتم اون اسم را بشنوم، نمی شنیدم! الان خوب شدم. می شنوم. بعضی کلمات را به در و دیوار می خونم و می تونم با ارتباط به هم خانواده هاش، بفهمم چیه. دارم پیش می رم منتهی خب، لاکپشت وار...