به دل خوش پا شدم اومدم دانشگاه،
نگو که از امروز، دسترسی منو به همه سرویس ها قطع کرده اند! از جمله اونها، اینترنت دانشگاه!
البته این که با سیم وصل می شه همچنان برقرار است اما اون بی سیم های روی گوشی و روی لپ تاپ، ز بیخ قطع شدند.
به مصیبتی تونستم یک درخواست ثبت کنم که مدرکمو بدن اقلا! یارو 22.5 یورو برای یک برگه طلب کرد! دکّون است دیگه. قیمتش را گذاشته اند 15 یورو اگه دو روزه بخوای دو برابر اگه پنج روزه بخوای یک و نیم برابر. خلاصه به بددددد بختی تونستم پاشم برم با خودپرداز، پرداخت کنم! نت که نباشه همه سرویسهای پرداخت روی گوشی مختل است عملا.
زندگی تخمی.
خوبه ما هم اینجا انقلاب کنیم! چه وضعشه نه گرمایش داریم نه نت داریم نه کار داریم نه درآمد!
دیشب آخر شب آخرین و تازه ترین مقاله ام را برای خانوم چی فرستادم. از موضع قدرت، و البته احترام! نوشتم من می خوام اینو منتشر کنم اگه می خوای تو هم باشی، صبر می کنم اما نه بیشتر از اول ماه بعد! دقیقا بیست روز مهلت دادم بهش! میتونه هشت صفحه را بخونه، یا نه! با خودشه!
ولی خدایی کیف می کنماااا! یعنی قشنگ لرزه می اندازم تو جون باورهای علمی آدمها!! یک روش تازه را ارائه کردم که اگه پذیرفته بشه باید مشقهاشونو از نو بنویسند همه!!
:))
دوکککککککککککککدور، وارد شده است!
به عبارت بهتر،
دخول فرموده!