از صبح مشغولیم به بالا پایین کردن قرارداد اجاره خونه.

تو دلم آشوبه! حتی با وجود اینکه الان سه ماه هست که نشسته ام و دارم همه هزینه هاشو هم می دم و امضا شدن این قرارداد عملا کلی حقوق منو حفظ می کنه اما، از بس کارهای بزرگتر از باز و بسته کردن کتاب و لپ تاپ نکرده ام، استرس دارم! می دونید؟ بیرون اومدن از گوشه امن، همیشه دلواپسی داشته است.

هوا سرد است. شدیدا سرد. کیسه آب جوش گذاشتم زیرپتو و نشسته ام ببینم چطور کارها پیش می رن.