نمی دونم اینهمه سال همیشه هوا اینقدر تخمی بود اینجا و من حواسم نبود، یا الان امسال اینجوری شده است!

درسته که درآمد ندارم اما اقلا مجبور هم نیستم برم سر کار، و این خوبه! تو این هوا واقعا شکنجه است آدم بخواد بره بیرون. با اینهمه، گاهی مجبور می شم. مثل امروز که نوبت دارم برم اداره مالیات و آدرس پستی ام را اصلاح کنم. تاخیر کردم، تقصیر خودمه. یارو بهم گفت که می تونی از رو سایت خودت انجامش بدی، بعد هم نوبت داد برای فردا که اگه نتونستم برم حضوری. حدود دو هفته قبل بود. من رفتم رو سایت، نتونستم پیدا کنم که کجا باید چکار کنم. بیخیالش شدم. صاف دیروز به ذهنم رسید از چت جی پی تی کمک بگیرم و یکم که دقت کردم جاش رو پیدا کردم و آدرس را عوض کردم خودم منتهی، از اون کونی بازی ها در کردند!! گفتند حالا باید منتظر بشی که یک کد را با نامه به همین آدرس که ادعا می کنی بفرستیم، اونو وارد کن، تا نهایی بشه!! این که می گم تنبلی کرم سر همینه اگه ده روز قبل به این مرحله رسیده بودم قطعا تا الان نامه اش رسیده بود و کار تمام بود ولی، الان نمی تونم ده روز صبر کنم، چون اون یکی اداره، فقط 72 ساعت بهم وقت داده که فرم این یکی اداره را بهشون ایمیل کنم! حالا نکنم هم بهم شلیک نمی کنند ها، ولی کار کردنی را باید کرد. باید شرّش را خوابوند زودتر!

بهرحال، در یکی از افتضاح ترین روزها به لحاظ باد و باران و مه، بعد از ظهر باید برم تا مرکز شهر، دنبال این کار.

یکی دندونهام هم مشکل پیدا کرده است. بیست روز دیگه نوبت داشتم دیروز زنگ زد که عقب بندازه و رفت تا یک ماه بعدتر. بیشتر تا یک و نیم ماه بعد. قطعا به عصب می رسه تا اونوقت!

درس می خونم. فرصتی شده که یک مبحث خیلی لازمی را که سالها قبل دکتر قهرمانی به فاجعه ترین فرم بهمون درس داد، با کمک یوتیوب و دانسته های این مدتم مجدد مرور کنم. خوب پیش می ره هرچند، باز باید برگردم و یکبار دیگه همه چیز را گوش بدم! فکر کن دو تا روش را داشت توضیح می داد الان که دومی را داره می گه من اولی را یادم نمیاد! یعنی همه اینها همونه که اون بود!

خر شدم.

به اعترافات یکی از این حرومزاده ها به اسم شکوری گوش دادم. راستش دیگه نمی تونم فحش ندم و رد بشم! ذیل پستی که همه به به و چه چه کرده بودند براش نوشتم پلشت خود پدرسگتی با همه هم پیاله هات! واقعا تو دوره قیامتیم انگاری، از محسن برهانی حرومزاده بگیر تا بقیه مهره ها به جایی رسیده اند که دیگه نمی تونند نقابشونو جلو چشماشون بگیرند! همه می اندازند! همه ذات پلیدشونو نشون داده اند. الان آدم می فهمه اگه فلانی یک زمانی خیلی شهامت به خرج می داد و حرفهایی می زد خلاف گفتمان غالب، این شهامت از بزرگی نفس و عزّتش نبوده بلکه اون عروس گردانی که تا آرنج دستشو تو کووون اینها کرده بوده اون زمان تشخیص داده بوده که این عروسک می تونه یکم داد بزنه و جلب توجه کنه! جلب اعتماد کنه، برای بعد! برای روز مبادا...

تف به شرف نداشته تون.