انچه این روزها بر سرزمین ما می گذرد، صحنه دیگری است از نبرد قادسیه!

تداوم نبردی که هرگز پایان نیافت!

نبردی که در آن عرب بی هویّت بربر، کشت و تجاوز کرد و ترساند و بر شمشیر تکیه کرد.

باشد که اینبار، ورق برگردد!

و بر می گردد!

بی شک!

این خمره های گه که خودشونو شکل بطری های بازی بولینگ تو عبا و عمّامه می پیچند، با اون خیانت کارهایی که نسبشون به سلمان فارسی هم برسه شاید، بالاخره در هاضمه این ملت و این تمدن بشری هضم خواهند شد.

من که سالها قبل شیوه نامه راهزنان حجاز را دور ریختم! پاره کردم و از قصد ریختم جاهایی که مردم ببینند، و جوری پاره کردم که نشه چسبش زد و باز به کارش برد. تو قبرستون، تو مسیر تردد مردم، تو جوب کناب زباله ها...

شماها نمی خواد این کار را بکنید اما، همّت کنید آنچه از این کتابهای نکبت تو خونه دارید ببرید بریزید در مساجد! جایی که بطور انبوه، در خشم مردم سوزانده شوند و این بدشگونی از زندگی ما برداشته بشه بعد اینهمه خون!