خز
سوپ گذاشتم، بلکه یک کاسه هم بدم به امیر
ایننننننقدر زشت شده که نگو!
البته هنوز جا نیفتاده و سبزی اش را هم ندادم منتهی، بابا یکم آبرو داری کن خب! سوپ هم اینهمه زشت؟!
ضمنا ! نصف گوجه هم ریختم تو سوپم که الان رو سطح شناور شده اند نکبت ها! اولین بار بود!
خخخخخ
ولی خدایی صرفا به نیت این بچه رفتم مرغ خریدم و جعفر، که یکم حال بیاد. فردا پس فردا باید یک بار میوه هم براش بخرم. اینم خیلی با ترس زندگی می کنه طفلک. پشتوانه که نباشه، زندگی خیلی وحشتناک می شه! درسته که تا الان یک پس اندازی هم باید داشته باشه قاعدتا منتهی،
کلفت که نباشی خودت و،
کاپشنت هم که بهاری باشه،
سوز را حس می کنی از عقبت،
مدام!
پالتو پوست داریما!
نبووووود!
خز تضمینی !!
(قطططعا الان می خواهید بخونید خر! راحت باشید! )
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 23:53 توسط مسیح
|