فاحشه ای در مسکو!
خعلی دلم کشید این اسم را برای وب بذارم!
فاحشه ای در مسکو!
نمی دونم چرا!
شاید چون عنقریب، فاحشه های واقعی سر از مسکو در میارند!
اونهاشون که کلفت تر بودند البته.
به نظرم،
فاحشگی،
تو ذهن خیلی ها مترادف باشه با لخت بودن،
نیمه لخت بودن،
بعد تو مسکو که سگ قندرآغوز می کنه از سرما،
حضور یک فاحشه،
یک جوری تو بطن خودش،
فریاد می زنه که یک چیزی،
اونجوری که باید باشه،
اونجوری که قبلا بود و عادی شده بود،
نیست دیگه!
نه به این معنی که چیزی خراب شده و جوری که باید باشه نیست، نه،
می تونه به این معنی باشه که چیزی که قبلا خراب و کله پا بود درست شده و الان در اون جای درست،
دیگه جایی برای این خراب ها نیست!
بخاطر همینم سر از جایی در آورده اند که انتظارش نمی رفت!
فاحشه ای در مسکو!
یک شکست دو سر، از درون و از بیرون!!
یک نماد و یک تابلو از چیزی که دو سر باخت داده!
فاحشه ای،
در،
مسکو!
نظرت چیه رفیق!