بهره کشی
من گفتم هم جنس باز
اون گفت، همجنس گرا
بعدتر بحث این شد که پسرهای خارجی خیلی خوب تربیت شده اند، برخلاف ایرانی ها که سه تا دوست دختر دارند چشمشون دنبال چهارمی است، اینها قابل اطمینان اند
من گفتم اینها اغلب پارتنر دارند و سیرند، عملا رمقی براشون نمونده که خطرناک باشند
بهم گفت، هرچیزی را به بدترین شکل ممکن بیان می کنی
من، به فکر رفتم فقط!
شاید چیزی که من سالهاست دنبالشم در خودم کشف کنم و نمی کنم، همینه!
من می فهمم دو تا لغت اول، هر دو یکی اند! دومی به مدد رسانه، قبحش ریخته و به اولی کسی نپرداخته چون دال بر تمایل جنسی فقط داره منتهی، ظرافت میخواد که تا قبل تذکر گرفتن، حواسم به این باشه!
یا دومی را اصولا قبول ندارم که بحث تربیت است. بحث سیر بودن است! چشم سیر شدن و البته جسم سیر شدن. پسر ایرانی به یمن آخوندزدگی تعادل روحی روانی اش به هم خورده است وگرنه، اونم آدم است! آدم بوده است! حداقل اینه که فرزند آدم بوده است! والله قبل این کثافتها هم ارتباط ها و حجاب و ... ایران مشابه اروپا بوده و کسی با کسی کاری نداشته ولو لختی های محل پس بحث خرابی فلز نیست، بحث سیر و گرسنه بودن است. منتهی، بحث نمی کنم دیگه.
سابقه نشون داده مردمان برای بهره کشی از هم، به هر حیله ای متوسل شده اند.
و نشون داده مردمان از هر آنچه تونسته اند، بهره کشیده اند!
شما یک سنگ را نگاه کن، تو طبیعت برای خودش یک گوشه افتاده آفتاب گرفته،
این بشر می ره میاره می ذارتش زیر پی ساختمان، برای خودش مصرفش می کنه!
میاره سنگ توالتش می کنه، فلان می کنه سرش!
سنگ بدبخت! داشت زندگی اش را می کرد!
یک تکه چوب را همینطور...
این که تازه جماد است.
از حیوان ببین به چه نحو بهره کشی می کنه!
یکی را سوار می شه یکی را می دوشه یکی را کباب می کنه یکوقتی هم مثلا گربه ای پیدا بشه که نه تخم کنه نه طعم گوشتشو دوست داشته باشه، اینو میاره ازش بهره کشی احساسی می کنه! حس زیبایی پرستی اش را ارضا می کنه! نمی دونم نوازشش می کنه نه بخاطر گربهه، که خودش کیف کنه! یا از کیف کردن گربهه کیف کنه!
وگرنه گربه های مریض یا پیر بیش از هر همنوع دیگه خودشون به لطف و احسان نیاز دارند اما اونها را نمیاره تیمار کنه! لطف بخواد بکنه اونو می کشه که راحت بشه!! نمونه ها زیاد است.
حالا به هم نوع خودش که برسیم که دیگه بذار و برو!
هر کاری می کنه که سوار هم نوعش بشه، اونو به خدمت بگیره، مهارش کنه، ازش استفاده کنه. هر کون نشسته ای که می بینی یک شرکت زده و چهار تا را دور خودش جمع کرده مصداق این است! بگیر برو تا بالا برسی به دولتها و برسی به حکومت ها و غیره.
یک خدا ساخته، یا حالا عبای خدایی که هست را به دوش انداخته، هم نوعشو می دوشه! ازش خمس و زکات می گیره! می پرسی خب پس مالیاتی که دولت گرفت چیه؟ می گه این مالیات اسلامی است!!!
ذات بشر بر بهره کشی از بقیه است و ای تف به این ذات خبیثش!
صلوات...
دلم می خواد معلم باشم! دلم می خواد برای یک عده ای که هنوز مغزشون فاسد نشده، حرف بزنم. اینقدر حرف بزنم که من تمام بشم و اونها شعله بکشند... بسوزونند پایه خریّت و جهل و ترس و خرافه را، از هر سبک و مدل که هست...