باقر دزده را دیدم،
عکسش را.
هراس از مرگ، صورتش را کج کرده بود!
این همون چیزی است که دلم می خواد مداااام ببینم تو صورت تک به تک این حرومزاده ها!
سکته های مغزی خفیف!
کج شدن ها!
اما،
ماندن!
و نه مردن!
مثل امام مقوّایی که یک روایت می گه از بس بد شکل شده نمی تونند نشونش بدند!
اینها، دیدن داره به عمر ما!
حرامزاده ها!
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت 20:6 توسط مسیح
|