لینکدین، یک شبکه اجتماعی خیلی ضایعی است به نظرم!

یعنی کافیه رو عکس یا اسم کسی کلیک کنی، زارتی به طرف خبر می ده که فلانی فلان ساعت و روز، تو رو چرید!

خیلی وقتها می شه می بینم یک کسانی اومده اند و پروفایل منو خونده اند. خب نمی شناسم، کنجکاو می شم ببینم کی اند، اما دلم هم نمی خواد برم رو پیجشون که بفهمند من هم اونها را خوندم! آخه اغغغغغغلب کسانی که به مراتب از من جوان تر اند به پست من می خورند، یا افرادی از هند و گهستان، شما بخونید پاکستان! من چه کارم به این کثافتهای خایه مال پاکستانی؟! یا جوونهایی که دنبال کار و پروژه می گردند، مثلا! ولم کن!

اینه که لینکدین هم شده عین زندگی واقعی!! کسایی دنبال تو میان که تو نمی خواهیشون، و تو دنبال کسایی می گردی که اونها تو رو نمی خوان و به چشمشون نمیای :))

البته خدایی برای من احدی در این مرحله نیست که خودشو بخوام یا فکر کنم خیلی کلفت است و کسی است. به هیچ وجه! اصلا مشکلم همینه شاید که هیچ مرادی ندارم! الگویی که من بخوام اون بشم نیست! همینی که خودم هستم و شدم انگار ته ته دنیا بوده است و من کون فیل گذاشته باشم که این شده ام!

والله!