من همچنان در مسکو ام!

بی اوراق تردد،

بی درآمد،

بی مشغله حتی.

دیروز دیگه اعصابم نکشید، یک دور با هرکی رسید دعوا کردم! بعد هم پاشدم رفتم دانشگاه که با استاد پیره هم دعوا کنم، نبودش اونجا.

این مرتیکه قرمساق دو هفته است یک ایمیل را جواب نداده. خداشاهده تو ایمیل هم فقط کافیه بنویسه دفاع کرد! دو کلمه!! دفاع، کرد!

قبل اینکه برم به بخش منابع انسانی ایمیل زدم. نوشتم آقا ما برای یک کاری که کلا هفت ماه قرار بود طول بکشه اقدام کردیم، تا الان سه ماهش تو پروسه شما گذشته!

طرف عصبانی شد :))

راست گفتم ولی. من تازه از زمانی که رسما تاخیرهاشون شروع شد حساب کردم اما اگه از غیررسمی اش را بخوام بگم هفت و نیم ماه طول کشید این ماجرا! ولی تهش رسید دیشب به اینکه اطلاعاتت را بفرست و کار تمام است و الخ. فقط مشکل اینه که این، فقط برای چهارماه است! من همچنان حس نمی کنم شغل دارم.

چقدر هم کار پیچیده ای است خدایی. نه بگم پیچیده، شلوغ!! شما فکر کن تغییرات همه متغیرها و پارامترها را خطی فرض می کنند، یعنی ساده ترین فرم ممکن، بعد خود پارامترها را تماما دارای توزیع های آماری فرض می کنند، بعد همه اینها را قاطی، و دنبال بهینه کردنشون می گردند! اینقدر اندیس و اسم و مخفف تو همه جا هست که از دستم در می ره کار! ولی خب، چاره ای نیست باید بفهمم چه گهی می خورند...