قشنگ کسخل شده ام رفته! تو این همه بلا که فقط تو یک روز سرم اومده، الان نشسته ام، مقاله می خونم، کلمه های نیمه آشنا را یادداشت می کنم و معنی اش را از دیکشنری در میارم رو به روش می نویسم! خیلی بده که یک عالمه کلمه هست که هم آشنا اند، هم نمی دونم دقیقا چی است معنی هاشون!! از این وسط بازی ها بدم میاد، خسته ام می کنه. تصمیم گرفتم یادشون بگیرم. بعد مسخرگی ماجرا اینه که وقتی معنی ها را به فارسی می نویسم، اصرار دارم که به خط خوش بنویسم!! با خودکار، نستعلیق!

به نظرم، اینها کسخلی نیست البته. اینها رسیدن به یک مرحله از دم کشیدن است!! شما یک جایی می رسی می بینی من باید ناقصی ها را تکمیل کنم! می رسی که می گی من باید پاس زبان و خط و ادبیاتم را بدارم! واقعا من فکر می کنم در آینده وقتی از این بحرانهای سیاسی به خیر گذشتیم، دوره ای می رسه که توجه جامعه جلب می شه، یا شاهزاده باید به این توجه بده، که فارسی را درست حرف بزنیم! که فارسی را درست بنویسیم! که همونقدر که گرامر و لغت انگلیسی و سایر زبانها را می خونیم، باید یک عده ای هم تو جامعه به زبان و ادبیات فارسی بپردازند! به آنچه داریم و به سهولت از دست داده ایم!!

خوش خط بنویسید، مرگ نداره! یکم بیشتر طول می کشه اما، ارزشش را داره.