امروز راهرو شلوغ است. طبق معمول وسط راهرو با زبان شیرین، یک جووووووووری همو حال میارند که شک ندارم شورت خانومه خیس شده است! خب الدنگ این چه مدل خندیدن است؟ چی مگه بهت می گن؟!
گشنمه. پریشب ماهی شکم پر پختم، امروز یک بخشی ازش آورده ام. خدا کنه بودی بدی نده!! کلا ماهی وقتی بمونه ترسناک میشه، نمی دونم چرا! صبح عین این ننه ها پلوی تازه می پزم. بعد می شینم تا سرد بشه، بریزم تو ظرف بیارم مدرسه بخورم! تو خونه چرا نمی خورمش؟؟؟؟
چند سری است که ماست درست می کنم، نصف زیرش آب سبز می شه، بالاش ماست! نمی دونم این دیگه از کجای ماجراست. فکر کنم دمای شیر بالاست که اینجوری می شه. گلوله گلوله می شه روی ماست. ولی بطنش یکدست است همیشه. سرم نمی شه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 14:39 توسط مسیح
|